دیشب زنگ زدم....
داشتند می رفتند یزد....
بدون من؟
دیشب زنگ زدم....
داشتی می رفتی یزد؟
شاید آن موقع که داشتم می رفتم مشهد حواسم نبود...
ولی بدون من؟ بدون هم؟
حال معلم فیزیکتان را پرسیدم....
گفتی باهاتون می یاد یزد....
خنده ام گرفت؟
ناراحت شدم؟
مات ماندم؟
نمی دونم چی شد!
فقط می دانم.... نه چیزی نمی دونم!
بدون من؟
بدون هم؟
دیشب زنگ زدم و تو داشتی می رفتی.....
بدون من...
بدون هم....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همکلاسی ها قدیمی مان رفتند یزد!
ما هم ماندیم تهران.
واقعا دلتان تنگ نشده برای دختر های 13-14 ساله ای که توی راه آهن اصفهان از خواب بیدار شدند؟