گزینه ی روز میز، این ترکیب اضافی ای که من بی نهایت از ساختارش لذت می برم، همان خانومی توی مترو بود که خودش جوان بود ولی دو تا دختر داشت و هر سه شان چادر به سر کرده بودند. همان که عینک به چشمش می زد و مهربان هم بود و با لبخند روی صورت من  پرچم کشید و با خوشحالی گفت حالا که لوازم آرایشش استفاده ی چندانی ندارد خیلی خوب است که می تواند با آنها روی صورت همه ی بچه ها مترو پرچم بکشد و دختر بزرگترش که با ذوق بالا و پایین می پرید و هر چند ثانیه یکبار می گفت: " مامان مامان... خوب شد من اینا رو اوردمااااا" و در آخر با آینه ی کوچکی که دستش بود هنر بی مانند مادرش را به رخ دیگران می کشید....

این ترکیب اضافی که من بی نهایت از ساختارش لذت می برم، امروز مثل هر سال به رخ خیلی ها کشیده شد...

 یوم الله تان مبارک... :)


+ تاریخ سه شنبه 92/11/22ساعت 8:15 عصر نویسنده polly | نظر