از آقای مجری خوشم می آید. مثل این مجری های جدید نیست. نمی شود مظهر خوبی و بزرگی. نمی شود عاری از اشتباه.

اشتباه می کند. اشتباه هایش را می فهمد. دعوا می کند. عصبانی می شود. حتی گاهی اوقات دمپایی اش را هم در می آورد.

در هر حال یک مشت دروغ تحویل بچه های جامعه نمی دهد.

اگر قرار بود آقای مجری هم مثل خاله ها و عمو های این روز ها باشد. باید وقتی کلاه قرمزی خانه را روی سرش می گذاشت. یا فامیل دور با ببعی اش توی خانه می آمد. با لحنی که هر بچه ای ترجیح می دهد در مقابلش واکنش نشان دهد می گفت:" پسر گلم. کلاه قرمزی. شما نباید این کارو می کردین. بچه های توی خونه هم هیچ وقت این کارو نمی کنن! بچه ها شما این کارو می کنین؟" و لابد باید مثل خاله ها و عمو های این روز ها یک مشت بچه را می آورد توی استودیو تا همه با هم یکصدا جواب های دلخواهش را تکرار کنند!

از آقای مجری خوشم می آید. چون آقای مجری است! نه عمو فلانی و خاله فلانی. آقای مجری است!

. آقای مجری هم گاهی اوقات دروغ می گوید. گاهی اوقات اشتباه می کند. فریاد می زند و از همه بهتر اینکه در آخر هر برنامه به اشتباهش اعتراف می کند!

حتی گاهی اوقات از توضیح دادن مسائل علمی عاجز می ماند و مثل مجری های این روز ها نیست که متن نوشته  شده نویسنده را از حفظ بگوید و به خیال خودش بچه ها را قانع کند. وقتی می خواهد یک مسئله علمی را بگوید چیزی را توضیح نمی دهد که بچه متوجه شود! همان چیزی را می گوید که واقعا هست!

حالا نگاه کن. گفتیم آقای مجری را دوست داریم! چند روز دیگر تمام می شود...

پ.ن: راستی خیلی وقت است که می خوام بگم: جمعه های بدون فتیله رو نمی تونم تصور کنم!


+ تاریخ یکشنبه 90/1/7ساعت 5:10 عصر نویسنده polly | نظر