مطمئنا یادگاری که من و هدی صبح روز نه دی توی دفتر یادگاری های مجلس شورای اسلامی نوشتیم هنوز هم باقی است. تاریخ نوشته 9 دی 1388 است. از طرف دانش آموزان سوم راهنمایی که در آن روز برای درس اجتماعی به مجلس شورای اسلامی رفته بودند.
یادگاری با جمله "اللهم عجل لولیک الفرج" شروع می شود. من و هدی پس از 5 دقیقه نگاه کرده به صفحه ی سفید این جمله را نوشتیم و بعد نمی دانستیم که در ادامه چه چیزی بنویسیم!
روحمان هم خبر نداشت که روز 9 دی 1388 قرار است یک روز تاریخی باشد فقط حسابی جوشی بودیم که چرا توی مجلسی که قرار است قوانین مملکت تنظیم شود هر کس کار خودش را می کند! یک نفر راه می رود. یک نفر روزنامه می خواند. آن یکی خواب است. و قرار است در این میان تصمیم گیری هم بشود! وقتی برای هزارمین بار در چشم های همدیگر نگاه کردیم و من پقی زدم زیر خنده و هدی گفت که پلی تو رو خدا آروم تر. نگاهی به صفحه های یادگاری دیگران انداختیم و پایین جمله "اللهم عجل لولیک الفرج" چیزهایی درباره حس غرور و اینکه چه قدر از دیدن تلاش نماینده ها خوش حال شدیم نوشتیم.
اگر می دانستیم که نه دی قرار است یک روز تاریخی باشد و میلیون ها نفر از مردم ظهر همان روز توی خیابان ها تظاهراتی بکنند که اسمش را بگذارند انقلاب سوم. مطمئنا پایین جمله ی "اللهم عجل لولیک الفرج" برای نماینده ها منتخب مردم که یا روزنامه می خواندند یا خواب بودند یا .... به جای آن همه حرف کلیشه می نوشتیم.
قدر مردمانتان را بدانید.
دانش آموزان سوم راهنمایی
9 دی 1388