وبلاگ :
من هم يك روز بچـــــــه بودم...!
يادداشت :
خـ ـيا لـ...
نظرات :
2
خصوصي ،
34
عمومي
پارسي يار
: 2 علاقه ، 2 نظر
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
<
1
2
3
+
پاييز
يادم نيست از کجا ! ولي تو همين گشت و گذارايي که بين اين
صفحه ها از اول راهنمايي م تا حالا داشتم با اين لفظ آشنا شده بودم و آرزوم بود يه روزي بفهمم کجاست بعد بشينم اونجا و با خودم کلّي ذوق کنم که منم جا گردشي ...... :)))
+ من نمي تونم " ل ي ل ا " رو بشناسم ؟
با عرض معذرت فراوان البته .
پاسخ
حالا نه... ولي يه روزي شايد... :) اصطلاحات ديگه هم داشتيم مثلا به بيهوده راه رفتن ها و دور زدن هاي توي حياط که فقط در روشنگر مرسوم است مي گفتيم "رالي" به اينکه دو نفر تنهايي بدون گروه دوستان برن يه گوشه بشينن و اختلاط کنن مي گفتيم "تک روي".( البته تک روي انواع متفاوتي داشت که در حوصله اين متن نمي گنجه :دي) و يه سري اصطلاحات ديگه که از بس ازشون استفاده کرديم و عادي شدن که الان اصن برام غريب نميان که بخوابم بگم... :دي آهاااان سارا ابراهيمي رو مي شناسي؟ اون موقع ها معلم کامپيوتر اولا بود، دختر خانوم کلاهدوز، مدت هاي مديد به خانوم کلاهدوز مي گفتيم مامان سارا :دي و چه مي دونم انواع اسم هاي متفاوتي که رو خودمون مي ذاشتيم... "دره" و "مازمور" و "نخي" و "خسرو"... اصلا انگار يکي جلومون رو گرفته بود که از اسماي اصلي استفاده نکنيم :دي :دي ... البته ناگفته نمونه که مخترع همه ي اين لغات هم همون موج اف ام مذکور بود... حتي خالق جاگردشي و رالي و تک روي و غيره... :دي
<
1
2
3