سلام
يه نقد شعر روانشناسانه ي توپ در حال انجامه...نقد از ديدگاه شما....منتظريم
اجتماعيم تموم شد امتحانشم دادم صحيحم كردم و...فرت!!
آخ كه چقــــــدر دلم شادي بي سبب مي خواهد.....
از قحطي خوردني دارم قره قوروت مي خورم!!
اي خدا گشنمه!!!
اگه يادش بره که وعده با من داره...واي واي وااااااي......
دل دبوونمو به دست غم مي سپره..واي واي واااااي....
چه روزگاري بود....
عااااشق اين شكلكم...!خيلي باحاله...!
چي ميشه من صفحه نظرامو باز كنم و....
دچار يعني گرفتار ... يعني درگير ... اينجاست كه شاعر ميگه : دست من نيست كه در گير نگاهش شده ام ،مست و آشفته ي رخساره ي ماهش شده ام ... !
آخ الهي قربون اين شاعر بشم !
من يه قاصدك كوچولوي آپ كردم كه منتظرم بهم سر بزني...!
سلام !
جوابتو دادم .
فاجعه اي بزرگ در راه است ...وااااي !
من واقعا نمي دونم اين اموزش پرورش اجتماعي رو از كجا آورده ؟!
واقعا نمي دونم مدرسه محور رو از كجا آورده ؟؟!!
واقعا هم نمي دونم اينترنت چه جوري مي تونه اينقدر كم سرعت باشه ..
من دلم کلاس مي خواد ، دلم مي خواد سر کلاس انشا بشينم ، دلم مي خواد خط داشته باشيم ، دلم مي خواد پروزه داشته باشيم ، دلم مي خواد حتي اجتماعي داشته باشيم ....
من دلم مدرسه و کلاس هاي درسي رو مي خواد تا دوباره شلوغ کنيم و هي بگيم زنگ تفريح خورد خانوم ، بريم ؟
من نمي تونم گيجي پوليم رو بي خيال شم...
آخ كه چقدر دارم از دست اين اينترنت حرص مي خورم!