• وبلاگ : من هم يك روز بچـــــــه بودم...!
  • يادداشت : خوش بختي....
  • نظرات : 0 خصوصي ، 5 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    منم دوست داشتم منجم شم ..
    براي تولد چارسالگي علي تلسکوپ خريدم
    تا خودم استفاده کنم
    ولي اونم هيچي نشون نمي داد
    و من اونو هيچ وقت با هيچ مگنتي عوض نکردم ...
    چون فکر مي کردم اگر بزرگ شم مي تونم با تلسکوپه کار کنم ...
    که آخرش هم نتونستم ...
    عوضش براي شيش سالگي علي مگنت خريدم ...
    آخه همش تو تلويزيون تبليغ مي کرد
    منم خيلي دوست داشتم ...
    خلاصه مگنتم خريديم ....
    اين پروسه تا همين الان هم ادامه داره ...
    اسکوتر
    از اون دستکشاي مرد عنکبوتي که بيلبيلک پرتاب مي کرد تو چش و چال آدما
    مداد رنگي صد و چن رنگه
    همه ي چيزايي که من دلم مي خواست و برا تولد علي خريدم ....
    و خودم ازش استفاده کردم ...
    بهم افتخار نمي کني پو؟
    آخه علي به اندازه ي کافي از بقيه هديه مي گرفت ...
    من حق نداشتم به خاطر تمام سال هاي زحماتم يک کادو تولدشو مال خودم کنم آيا؟
    آه ...
    هنوزم دوست دارم منجم شم ...

    پاسخ

    از اونجايي که من يه برادر کوچک تر نداشتم از اين توطئه ها هم نمي ريختم! فعلا همون پلي مگنت ها رو هم به علي اهدا کردم و از خودم راضي م ک اون تلسکوپ مسخره رو نگه نداشتم چون کلا توي اين هواي تهران چيزي ديده نميشه، چه با تلسکوپ چه بي تلسکوپ...