وبلاگ :
من هم يك روز بچـــــــه بودم...!
يادداشت :
خ و ا ب
نظرات :
0
خصوصي ،
6
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
هدي
معلم زبان فارسي مون اين شعره رو سر کلاس خوند :
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق ؟ ! گفتم اي خواجه ي عاقل هنري بهتر از اين ؟
من هي دنبالت مي گشتم که بهم نگاه کنيم و موذيانه لبخند بزنيم !
- منم چن شب پيش خواب خانوم کلاهو ديدم پو . فکر مي کرد من فارغ التحصيل شدم . داشت ازم مي پرسيد چند تا بچه داري؟!
پاسخ
لازم نيست اين درساي استدلال منطق رو دوباره يادآوري كنم و اينكه چه قدر من از كمبود كسي كه بهش موذيانه لبخند بزنم احساس رنج مي كنم! تازه ضحي هم چند روز پيش واسم نامه فرستاده بود اسم كتاباي جديد اينبروفسكي! واي هو... داشتم از خنده خفه ميشدم! ولي نمي تونستم واسه كسي بخونمش !:(