
سلام
الان ياهو جان داره به زور ايميلي از زهرا رو باز مي کنه ! و تو هنوز برام اون متن نارنجي آخر دفترت رو نفرستادي .
من از کتاب رياضي مرآت متنفرم . نفرت حرمت داره . نه ! متنفر نيستم . اين جمله رو نمي دونم کي و کجا پروندم !!! فقط از وقتي پروندمش تاحالا ديگه از هيچ کوفتي متنفر نشدم . من از کتاب رياضي مرآت متنفرم ....نفرت حرمت داره !
ايميل زهرا هنوز باز نشده . من ديروز کلي براي زهرا نامه نوشتم و باراکا ها و آبنبات ها رو جمع و جور کردم ولي فهميدم مامانش رفته قم و خيلي طول مي کشه تا اين نامه ي من به دست زهرا برسه ...
فردا تولد جوجه است
ايميل زهرا خيلي باحال بود و دارم واست فوروارد مي کنم .
معلم زبان مون پنجشنبه برگشت گفت که هر وقت من سرکلاس سر درد مي گيرم کل کلاس ميره روي هوا و کلا درس رو ميذاريم کنار . بعد بچه ها گفتن هميشه سردرد داشته باشم ...چقدر مضحک !
ايميل زهرا رو فرستادم .
داشتم مي گفتم ...
از فردا من به جاي حورا بايد کنار مطهره ابراهيمي بشينم . و دلم نمي خواد که کنار حورا نباشم !!! گفتم مطهره ...تو چرا ايميل خاله معين رو به من ندادي ؟ گفتم ابراهيمي ...فردا سارا مياد و من ...!؟
عادله يه ايميل فرستاده و من دارم واسه زهرا و سارا و خانم بيده فوروارد مي کنم !!!!
مي خواهم بهت گير بدهم ...
تو چرا منو به اسم خودم صدا نمي کني ؟