دوستي دارم که به همه چي مي خنده...حتي به جرز ديوار....کافيه يه پخ بگي که تا فردا صبح بخنده...خنده هاش الکي نيست....زورکي هم نيست...ولي کلا خيلي مي خنده....
.........................................
چند وقت پيش پدرش فوت کرد.... بعد يه هفته ديدمش...از ته دل گريه مي کرد...خيلي دردناک بود....مخصوصا با يادآوري خنده هاش....درست مثل خنده هاش عميق و واقعي بود!
........................................
نمي دونم اول گريه هاش يادم ميره يا اول خنده هاش....شايدم هيچ کدومش يادم نرفت!