• وبلاگ : من هم يك روز بچـــــــه بودم...!
  • يادداشت : پلاسيدگي ها...
  • نظرات : 5 خصوصي ، 26 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     


    آخي فلفلي....خانوم كريمي!!!:دي

    بابا خب تقصير خودته! اين همه با دوستات ميري پارك شده يه بار بريد گلزار؟؟؟ بعد بشين بگو خوش به حالت!!!! اصن فردا پاشو بيا!:دي

    پاسخ

    من كه نه مدرسه دارم...نه تكليف دارم...نه كلي بدبختي ديگه...فردا قرار بذارم برم اون سر دنيا...گلزار خيلي دوره....هي خانوم كريمي....ناظم بي نظير...بي نظير ترين ناظم دنيا.....

    کمرمون رو صاف مي کرديم .

    صدامونو کلفت . . .

    و مي گفتيم . . .. .

    اينجا تيمارستان است . . . .

    نمونه ي اول . . . .

    و بعد بي خودي . . . .کاملا بي خودي مي زديم زير خنده . . . و کلي سعي مي کرديم که براي بنده ي خداي نمونه ي اول صفت بگيم

    يادش بخير. . . .

    دلم تنگش ده براي خانوم روشني و خانوم سوري . . .

    خانوم بيده

    خانوم رحيمي

    خاطره ها چقدر دل سنگند

    پاسخ

    اتفاقا امروز خانوم روشني و خانوم سوري رو هم ديدم! ديدن خانوم سوري هم يكي از اتفاقات خوب امروزم بود! نمي دوني چه ذوقي كرديم وقتي ديديمش كه توي راهروها خالي از سكنه است... خانوم رحيمي رو كه نگو......امروز تو راهرو...واي خدا چه قدر خنديديم...!

    خوبه من حس پلاسيدگي رو اختراع کردم که 14 ساله و خورده اي ها حسي داشته باشن که بگن و همه بفهمن . . .

    اين قدر تو دلم خرفاي غمگين و حرف هاي شاد دارم و خنده دار که خدا مي دونه . . .

    اما مجال نيست

    دلم براي تک تک تون .. . و دلم براي تک تک معلم ها تنگ شده .. . .خانوم اميدي . . .خانوم کريمي . . . . خانوم سيد موسوي . ..

    آخي فولي يادته. . .. .

    پاسخ

    آره يادمه....فكر كنم لذت بخش ترين قسمت امروزم وقتي بود كه خانوم سيد موسوي رو ديدم. اومده بودن مدرسه...عشق كردم...! تو پلاسيدگي رو اختراع كردي و من شك ندارم كه تا چند وقت ديگه همه بچه هاي جديد مشغول صرف كردن فعل پلاسيدن هستن!

    گفتي خاصيت هاي آب ، ياد پارسال ، اول مهر ، و اولين زنگ هاي شيمي خودم افتادم .... چي زود گذشت ... چه تلخ و شيرين رفت ....

    فصل آب رو ، خصوصا اولاي فصل رو از حفظ بودم ، مو نمي زدمشون ، چون اون قسمت کتاب رو خيلي دوست داشتم ... ولي هيچ وقت ....

    هيچ وقت از اون قسمت ها ..... سوالي نيومد ......

    پاسخ

    حالا انشالله واسه ما سوال مي ياد...با اين معلمي كه من مي بينم...رضايت نمي ده...


    چه جالب که من بعد آپم آپتو خوندم...

    چرا احساسات ربوده ميشود؟!

    :دي

    پاسخ

    تو داري احساسات من رو مي رباي...!دزد...آييييييي دزد...!


    سلام پولي

    غزال همون هستي بود كه شبيه دوست من بود؟ يا يكي ديگه بود؟؟؟ پير شدم پولي! همه رو قاطي كردم!!!:دي

    پس كنار نيكي ميشيني تو كلاس؟

    كلا چند تا كلاس اول هس؟ جالبه كه همه تون هم افتاديد توي يه كلاس! جل الخالق!!!

    آخي شيمي....پولي نميدوني چقد آسون شده شيمي تون....زمان ما!:دي يه چيزي بود چيزستون!! خيلي مزخرف بود و سخت! الان كه نيگاش ميكنم شده عين آب!:دي

    خوبه باز شماها يه چيزي بلديد ازين چيزا!اين داداش من كه بعيد ميدونم به گوشش جدول تناوبي خورده باشه!!:دي

    با افزايش عدد اتمي دماي ذوب بيشتر ميشه؟ وااااااااااااي پولي هيچي يادم نيس!!!:ديييييييييييييييي دوس داشتم شيمي رو.....كلا دبيرستان درساش خوب بود....

    پولي قدر بدون!!!:ديييييييييييييييي آخ نزن!

    راستي من كجا هر روز ميرم گلزار؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون عكس مال چند سال پيشه بابا!! شايد سه يا چهار سال پيش!

    پاسخ

    آره غزال همون هستيه...نه توي يه كلاس نيفتاديم. هدي افتاده اونور نرگسا هم اونورن...! منم كنار نيكي مي شينم...! آره شيمي آسونه نصفش رو تو راهنمايي خونديم... دارم قدر مي دونم خواهر..... تو لااقل ده بيست دفعه رفتي ولي من فقط دو دفعه رفتم...غم انگيزه...
    سلام پولي جان خوبي خيييلييي قلم خوبي داري ودر اينده نويسنده خوبي ميشي
    پاسخ

    حيف نويسندگي....
    + دلارام 
    پلي جان سعي كن نپلاسي چون هنوز خيلي كارا هست كه بايد انجامشون بدي!
    پاسخ

    شما كاراي نا تمام ما رو تموم كن...ما كه يه سوگلي بيشتر نداريم!
    + من 


    آفرين

    چه قلم لطيف و مهربوني

    پاسخ

    متشكرم...خيلي خيلي متشكرم...!
    + ليلا 
    شايد تو پلاسيده باشي ولي هنوزم بلدي خوشگل بنويسي!
    علاوه بر اون من تا بفهمم دو دقيقه ديگه زنگ ِ جووونه مي زنم :دي
    پاسخ

    جوونه زدنت رو عشقه خواهر...
     <      1   2