آخي فلفلي....خانوم كريمي!!!:دي
بابا خب تقصير خودته! اين همه با دوستات ميري پارك شده يه بار بريد گلزار؟؟؟ بعد بشين بگو خوش به حالت!!!! اصن فردا پاشو بيا!:دي
کمرمون رو صاف مي کرديم .
صدامونو کلفت . . .
و مي گفتيم . . .. .
اينجا تيمارستان است . . . .
نمونه ي اول . . . .
و بعد بي خودي . . . .کاملا بي خودي مي زديم زير خنده . . . و کلي سعي مي کرديم که براي بنده ي خداي نمونه ي اول صفت بگيم
يادش بخير. . . .
دلم تنگش ده براي خانوم روشني و خانوم سوري . . .
خانوم بيده
خانوم رحيمي
خاطره ها چقدر دل سنگند
خوبه من حس پلاسيدگي رو اختراع کردم که 14 ساله و خورده اي ها حسي داشته باشن که بگن و همه بفهمن . . .
اين قدر تو دلم خرفاي غمگين و حرف هاي شاد دارم و خنده دار که خدا مي دونه . . .
اما مجال نيست
دلم براي تک تک تون .. . و دلم براي تک تک معلم ها تنگ شده .. . .خانوم اميدي . . .خانوم کريمي . . . . خانوم سيد موسوي . ..
آخي فولي يادته. . .. .
گفتي خاصيت هاي آب ، ياد پارسال ، اول مهر ، و اولين زنگ هاي شيمي خودم افتادم .... چي زود گذشت ... چه تلخ و شيرين رفت ....
فصل آب رو ، خصوصا اولاي فصل رو از حفظ بودم ، مو نمي زدمشون ، چون اون قسمت کتاب رو خيلي دوست داشتم ... ولي هيچ وقت ....
هيچ وقت از اون قسمت ها ..... سوالي نيومد ......
چه جالب که من بعد آپم آپتو خوندم...
چرا احساسات ربوده ميشود؟!
:دي
سلام پولي
غزال همون هستي بود كه شبيه دوست من بود؟ يا يكي ديگه بود؟؟؟ پير شدم پولي! همه رو قاطي كردم!!!:دي
پس كنار نيكي ميشيني تو كلاس؟
كلا چند تا كلاس اول هس؟ جالبه كه همه تون هم افتاديد توي يه كلاس! جل الخالق!!!
آخي شيمي....پولي نميدوني چقد آسون شده شيمي تون....زمان ما!:دي يه چيزي بود چيزستون!! خيلي مزخرف بود و سخت! الان كه نيگاش ميكنم شده عين آب!:دي
خوبه باز شماها يه چيزي بلديد ازين چيزا!اين داداش من كه بعيد ميدونم به گوشش جدول تناوبي خورده باشه!!:دي
با افزايش عدد اتمي دماي ذوب بيشتر ميشه؟ وااااااااااااي پولي هيچي يادم نيس!!!:ديييييييييييييييي دوس داشتم شيمي رو.....كلا دبيرستان درساش خوب بود....
پولي قدر بدون!!!:ديييييييييييييييي آخ نزن!
راستي من كجا هر روز ميرم گلزار؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون عكس مال چند سال پيشه بابا!! شايد سه يا چهار سال پيش!
آفرين
چه قلم لطيف و مهربوني