• وبلاگ : من هم يك روز بچـــــــه بودم...!
  • يادداشت : پلاسيدگي ها...
  • نظرات : 5 خصوصي ، 26 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + نيکي 
    چهار شنبه ي دو بغل دستي عين هم خل ، اما متفاوت :
    امروز سر کلاس رياضي

    من خيلي عادي بودم و تو گريه مي کردي چون من هم اگر جاي تو بودم همان کار را مي کردم.
    امروز سر کلاس ديني
    تو توي دفتمرم نوشتي "من ناراحتم" و من وقتي داشتم آن را نگاه مي کردم سرم چنان تيري کشيد که مجبور شدم بادودستم محکم فشارش دهم آن وقت تو گفتي : توموره ! کلاس ساکت شد . معلم پرسيد چيزي شده ؟ ومن گفتم خوبم.
    امروز سر کلاس اخلاق
    من گوش مي کردم و به دنبال راهي براي حل مشکلات از بين حرف هاي معلم مي کشتم و تو حرص مي خوردي و بازويت را به ميز مي کوبيدي.از بغض در حال مرگ بودي.
    امروز سر کلاس شيمي
    من گريه مي کردم و سعي مي کردم از چشم معلم پنهان باشم و تو به دنبال عنصر خودت(عنصر polly) مي گشتي.
    امروز چهار شنبه بود و قلب من خرد شد .
    مي توانم با قاطعيت بگويم هيچ وقت از چهار شنبه ها خوشم نيامده و از اين روز متنفرم .

    پاسخ

    ببين به چهارشنبه ها توهين نكن نيكي...! به چهارشنبه ها توهين نكن نيكي....نيكي گريه مي كنما...به چهارشنبه ها توهين نكن...چهارشنبه هر چه قدر هم بد باشن بازم خوبن!